![]() |
گریه کن
ای گرفتار در زنجیر ها
گریه کن
زیرا که دیگر دامان پر مهر مادری نیست تا پاک کننده اشکهایت شود
گریه کن ای سنبل اسارت
ما زاده در رسوم پدران مان هستیم
رسوم و سننی که در آن عشق جایی ندارد
ما زنده ایم تا اسیریم
ما زنده ایم تا در اسارت زندگی کنیم
ما زنده ایم با زنجیر
ما زنده ایم با قفل
ما زندگی می کنیم تا با عشق هایمان زنده به گور شویم
گریه کن
زیرا ما در حسرت رسیدن به هم خواهیم مرد
گریه کن
تا با اشکهای تو غنچه ای آزاد جان گیرد
بمیر
تا با خاک جسد تو
باغچه ای بنا گردد بدون کینه و بدور از هر زنجیری
و گلهای شقایق آن باغچه برای سنگهای قبر تو
سرود آزادی بسراید
یک مرد یک شب یک سکوت


