سخنان حسین بن علی (ع) در شب عاشورا 2
حال پاسخ چند تن از این یاران باوفا واهل بیت صدیق و با صفا:
1_اولین کسی که پس از سخنرانی امام(ع)لب به سخن گشودبرادرش عباس بن علی(ع)بود. او چنین گفت: "لاارناالله ذلک ابدا; خدا چنین روزی را
نیاوردکه ما تو را بگذاریم وبه سوی شهر خود بر گردیم."
2_ انگاه سایر افرادبنی هاشم در تعقیب گفتار حضرت ابوالفضل ودر همین زمینه سخنانی گفتند که امام نگاهی به فرزندان عقیل کرد وچنین گفت :
" حسبکم من القتل بمسلم اذهبو قد اذنت لکم ; کشته شدن مسلم برای شما بس است، من به شما اجازه دادم بروید." انان در پاسخ امام چنین گفتند :
در این صورت اگر از ما سوال شودکه چرا دست از مولا وپیشوای خودبرداشتید چه بگوییم؟ نه،به خدا سوگند! هیچ گاه چنین کاری را انجام نخواهیم داد;
بلکه ثروت و جان وفرزندانمان را فدای راه تومی کنیم وتا اخرین مرحله در رکاب تو می جنگیم.
3_یکی دیگر از این سخنگویان، مسلم بن عوسجه بود که چنین گفت: ما چگونه دست از یاری تو برداریم؟ در این صورت در پیشگاه خدا چه عذری
خواهیم داشت؟ به خدا سوگند!من ازتو جدا نمی شوم تابا نیزه خود سینه دشمنان ترا بشکافم وتا شمشیر در اختیار من است با انان بجنگم و اگر هیچ
سلاحی نداشتم با سنگ و کلوخ به جنگشان می روم تا جان به جان افرین تسلیم کنم.
4_ یکی دیگر از یاران ان حضرت سعدبن عبدالله بود که چنین گفت: به خدا سوگند!مادست از یاری تو بر نمی داریم تادرپیشگاه خدا ثابت کنیم که حق
پیامبر را درباره تو مراعات نمودیم.به خدا سوگند!اگر بدانم هفتاد مرتبه کشته می شوم و بدنم را اتش زده وخاکستر را زنده می کنند،باز هم هرگز دست از
یاری تو بر نمی دارم وپس از هر بار زنده شدن به یاریت می شتابم; در صورتی می دانم این مرگ یکبار بیش نیست وپس از ان نعمت لی پایان خداست.
5_زهیربن قین چنین گفت:یابن رسول الله!به خدا سوگند!دوست داشتم که در راه حمایت تو هزار بار کشته،باز زنده و دوباره کشته شوم وباز ارزو داشتم
که باکشته شدن من، تو یا یکی از این جوانان بنی هاشم از مرگ نجات یابید.
6_در همین ساعتها بود که خبر اسارت فرزند محمد بشیرحضرمی(یکی از یاران ان حضرت)به وی رسید.امام به او فرمود:" تو ازادی،برو در ازادی
فرزندت تلاش بکن." محمد بن بشیر گفت:به خدا سوگند! من هرگز دست از تو بر نمی دارم! و این جمله را نیز اضافه نمود:درندگانبیابان ها مرا قطعه
قطعه کنند ومرا طعمه خویش قرار دهنداگر دست از تو بردارم. امام چند قطعه لباس قیمتی به او داد تا در اختیار کسانی که می توانند در ازادی
فرزندش تلاش کنند قرار دهد. انگاه که حسین بن علی (ع) این عکس العمل را از افراد بنی هاشم وصحابه و یارانش دید وان کلمات و جملاتی که دلیل بر اگاهی و احساس مسئولیت و وفاداری انان به مقام امامت بود، شنید در ضمن دعابرای انان" جزاکم الله خیرا; خدا به همه شما پاداش نیک
عنایت کند" قاطعانه وصریح فرمود:انی غدأ اقتل وکلکم تفتلون... ; من فردا کشته خواهم شد وهمه شما،وحتی قاسم وعبدالله شیر خوار، نیز با من
کشته خواهند شد." همه یاران ان حضرت با شنیدن این بیان یک صدا چنین گفتند: ما نیز از خدای بزرگ سپاسگزاریم که با یاری تو به ما کرامت و
کشته شدن در رکاب تو به ما عزت و شرافت بخشید. ای فرزند پیامبر!ایا ما نباید خشنود باشیم از این که در بهشت با تو هستیم ؟
طبق نقل خرائج راوندی امام پرده را از جلو چشم انان کنار زد و یکایک انان محل خود ونعمت هایی که در بهشت برایشان مهیا شده است مشاهده
نمودند.
نوشته شده توسط م ـ ث (اقتباس از کتاب سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا)

