تبليغاتX
يک مرد يک شب يک سکوت
نمی دانم

چگونه در میلهء فولادی تنهایی که به دور خود تنیده بودم راه پیدا کردی .

                  می دانم

                   که هنگام ساختن ان هرگز دری برایش تعبیه نکردم

                                               اینکه تو چگونه راه یافتی معمایی است سخت عجیب.

کاش تو نمی امدی

                           نمی دانم از کدام در امدی تا از همان تو را بیرون کنم .

خیلی می ترسم

                     از تو

                              از امدنت

                                           و عاقبت رفتنت .

وقتی نبودی در پیله ام احساس تنهایی نمی کردم

                                                           ولی با پیدا شدنت تنهایی را با تمام وجود درک کردم.

فهمیدم تنهایی یعنی چه

                        و می دانم با رفتنت دیگر درسی از ان باقی نخواهد بود که من نیاموخته باشم.

مدتها بود که جز با خودم نبودم.

                                           همیشه در غروب فقط با خودم زندگی کردم.

چشم من همیشه دنبال دریا و موجهای ان بود.

                                       اما حالا چشمهایم به دنبال چیزی است که هرگز انرا نخواهم دید.

چیزی که هرگز مال من نبوده

                                                 نیست

                                                                               ونخواهد بود.

بعد از رفتن تو

                 چنان دیوارهای شهر بی کسی ام را بلند خواهم ساخت که

                        بالهای هیچ پرندهای توانایی انرا نداشته باشد که از بالای ان بگذرد

شهری که در ان جز خانه خودم نباشد

                                         خانه ای بدون پنجره با باغچه ای پر از گلهای بنفشه

     و در ان برای همه دلتنگی هایم زار خواهم گریست .

                               دیواری خواهم ساخت که کسی ریختن اشکهایم را از پس ان نیبند.

یک مرد یک شب یک سکوت

  

 

+ نوشته شده توسط يک مرد يک شب يک سکوت در پنجشنبه 1385/10/21 و ساعت 4:34 |
Image and video hosting by TinyPic

                            انکه دانست زبان بست

                                                                   انکه می گفت ندانست

که غم الوده شبی بود 

                           وان مسافر که در ان ظلمت خاموش گذشت

                                                    و بر انگیخت سگان را به صدای سم اسبش بر سنگ 

               که یکدم به خیالش گذرد

                                                   که فرود اید شب را 

                                                                                  گویی همه رویای بتی بود

                         چه غم الوده شبی بود

+ نوشته شده توسط يک مرد يک شب يک سکوت در یکشنبه 1385/10/10 و ساعت 3:15 |
Image and video hosting by TinyPic

            مهریه یا فروش سکس دائمی

پدیده سکس یکی از نیازهای فطری بشر بوده که همواره نقش تعیین کنندهای در جامعه انسانی ایفا می کند. از دیر باز ذهن مادی-اقتصادی بشر از این

نیاز غریزی ابزاری برای تجارت ساخت. حتی کهنترین و محدودترین جوامع انسانی از مقوله فروش سکس مصون نماندند. روسپیگری همانند بسیاری

از راههای کسب درامد چه در جوامع باز ونامحدود اخلاقی به صورت اشکار چه در جوامع بسته و محدود شده اخلاقی به صورت پنهان وجود داشته

ودارد. در جامعهء ایرانی به علت وجود اعتقادات و باورهای دینی وحضور اداب و سنن حسنهء اخلاقی دیرین به هیچ روی از پدیدهء روسپیگری

(فروش غیر قانونی سکس) استقبالی به وجود نیامد اما نمی توان منکر حضور دائمی این مقوله به صورت مخفی در طول تاریخ جامعه ایران شد.

امروزه به علت منسوخ شدن بسیاری از عادات اخلاقی و کم رنگ شدن نقش مذهب در زندگی فردی شاهد سنت روسپیگری (زنهای خیابانی)و نهادینه

شدن ان در جامعه می باشیم. همانطور که در مقاله قبلی نیز بدان اشاره شد یعنی عدم استقرار هویت فردی و جایگزینی خودمداری در جامعه ایران و نیز

رفتن جامعه به سمت و سوی سطحی نگری و عدم بستر سازی فرهنگ اقتصادی شاهد معظلی بسیار شگرفتر یعنی فروش سکس از طریق راه کارهای

دینی و قانونی می باشیم که تاسف همگان را بر می انگیزد. مهریه یا کابین که مرد مسلمان به رسم چشم روشنی وهدیه به عروس خود می دهد تبدیل به

یک ابزار برای کسب درامد یا فراتر از ان به عنوان یک شغل برای بسیاری از زنان در امده است.البته در این میان نباید نقش فرهنگ غلط ساز خانواده

ایرانی که با توجیهاتی نظیر عدم اطمینان به همسر اینده و یا تضمین اینده فرزند خود, را نادیده گرفت. فروش قانونی سکس دائمی کمال افتخار بسیاری

از خانواده ها گشته است. زنی که باید همسر و همراه مرد و تربیت کننده نسل اینده خود باشد برای به دست اوردن مشتی سکهء طلا که شاید راه گشای

سعادت دنیوی وی گردد به جای پاسخ دادن به زیباترین احساسات و ندای قلبی خود با همهء معیارهای انسانی و حتی احساسی خود مبارزه می کند.

جای بسی تاسف است که به جای مشاهده پیشرفت زنان خود در عرصه های اقتصادی باید شاهد پیشرفت انان در گران کردن هزینه سکس دائمی و

قانونی (همان مهریه به شکل امروز) باشیم. این معظل عظیم اجتماعی اثرات بسیار زیان باری همچون سست کردن بنیان خانواده, افزایش زنان خیابانی,

بالارفتن مار طلاق, ازدیاد کودکان بی سرپرست, بی هویتی جامعه , دارد که همهء این موارد یا از چشم ما پنهان است یا دانسته چشمان را به روی ان

می بندیم. در پایان باید متذکر شد که راه اقتصادی که جامعهء ما برگزیده فقط می تواند تامین کننده لحظه ای مشکلات اقتصادی باشد که کارکرد هزینهء

بالایی دارد.

یک مرد یک شب یک سکوت

دی ماه ۸۵

+ نوشته شده توسط يک مرد يک شب يک سکوت در شنبه 1385/10/09 و ساعت 0:4 |
Image and video hosting by TinyPic

ودر ان میان درویشی از منصور پرسید که عشق چیست؟

گفت : امروز بینی و فردا وپس فردا

ان روزش بکشتندو دیگر روز بسوختندو سوم روزش به باد بر دادند

                      یعنی عشق این است

+ نوشته شده توسط يک مرد يک شب يک سکوت در سه شنبه 1385/10/05 و ساعت 15:17 |

جامعه ایرانی , خود مداری جایگزین هویت فردی

جامعه شناسان و اندیشمندان دوران جدید بر این باورند که به طور کلی در هر جامعه ای می توان دو دسته منافع و سه حوزه فعالیت برای زندگی

اجتماعی و فردی در نظر گرفت. دو دسته منافع عبارتند از : 1- منافع خاص شخصی 2- منافع عام اجتماعی .

تجمیع یا وحدت دیالکتیک این دو دسته منافع با ایجاد جوامع مختلف طبقاتی ویا جامعهء مدنی مطابق با ویژ گیهای هر عصر تجلیات گوناگون

یافته است.

حوزه های فعالیت فردی را نیز می توان به حوزه های : 1- فردی و شخصی , 2- حوزه عمومی واجتماعی , 3- حوزه حکومتی یا سیاسی ,

تقسیم نمود .

سامان عقلانی و انسان گرایانهء زندگی اجتماعی حاصل ارتباط متقابل میان این دو دسته منافع و این سه حوزهء فعالیت است. تا پیش از دوران

سرمایه داری که حوزه عمومی از حوزهء سیاسی یا حکومتی تمایز اشکار و مشخصی نداشت ساختار اجتماعی جوامعی که در انها تفکیک طبقاتی

اشکار بود, نقش مهمی در سامان دهی عقلانی جامعه می یافت. اما متناسب با نیازهای زندگی اجتماعی در دوران سرمایه داری , با جدایی اشکارتر

حوزهء عمومی از دو حوزهء دیگر, دستکم, سامان دهی عقلانی زندگی اجتماعی گسترش فراوان یافت.در این دوران با تحقق (( هویت فردی )) ,

منافع و مصالح فردی از طریق و با واسطهء نهادهای جامعه مدنی با منافع اجتماعی در وحدت متضاد قرار گرفت .

همچنان که همین (( هویت فردی )), معرف فرد در حوزهء شخصی و خصوصی فعالیت او شدواورا در اغاز از طریق استقرار مفهوم

(( ملت - دولت )) وسپس از طریق نهادهای خودگردان وخودسازمان ده اجتماعی در ارتباط با دو حوزهء فعالیت دیگر قرار داد. این موضوعی

است که چگونگی برخورد با ان از مبانی هر نوع دموکراسی سیاسی واجتماعی در دوران معاصر به شمار می اید.

در عصر نوین اما به دلایلی متفاوتی تمام جوامع نتوانتستند همواره در مسیر سامان دهی عقلانی جامعه در جهت پیوند این دو دسته منافع وسه

حوزهء فعالیت پیش روند. از منظرارتباط متقابل دودسته منافع و سه حوزهء فعالیت, دو سامان غیر عقلانی و ضد دموکراتیک و ناانسان گرایانهء

اجتماعی مورد توجه قرار می گیرد : نخست این که منافع شخصی وخصوصی در جدایی از منافع اجتماعی و عمومی قرار گرفته ونسبت به این یک,

تقدم می یابد. نتیجه اینکه حوزهء عمومی زندگی اجتماعی تضعیف یا محدود و بی اعتبار می گردد.

در این حالت, جامعه ای به وجود می اید که به ان جامعهء ذره ای شده ( atomized sosiety ) می گویند. دوم اینکه منافع شخصی و خصوصی

در منافع اجتماعی وعمومی ادغام و نادیده گرفته می شود. متناسب با این وضع نیز حوزهء سیاسی یا حکومتی سیطرهء تا حد ممکن گسترده تری

بر حوزهءعمومی اعمال می کند واز این طریق مستقیما و بی واسطه رو در روی تودهء مردم قرار می گیرد. در این حالت, جامعه ای شکل می گیرد

که جامعه ای توده وار (mass sosiety ) نامیده می شود. سامان غیر عقلانی وغیر دموکراتیک جامعهء ذره ای شده در جوامع غربی با استقرار

((فرد گرایی)) در این جوامع متناظر است ( انچه که از لحاظ سیاسی صورت های مختلف (( لیبرالیسم)) به خود می گیرد.) همچنان که به جامعهء

توده وار در غرب, ((توتالیتاریسم)) می گویند که مشخصا در نظام های توتالیتاریستی نازیسم و فاشیسم بروزیافت .

در سنجش جامعهء ایرانی با توجه به ان دو دسته منافع و سه حوزهء فعالیت, گفتنی است که در طول تاریخ ایران نه رابطهء متقابل عقلانی میان

منافع فردی و منافع اجتماعی وجود داشته ونه در دورهء معاصر _ جز در مقاطع خاص ان هم به طور جزیی , پراکنده و بسیار کوتاه مدت _

ان سه حوزهء فعالیت در ارتباط متقابل تا حدی عقلانی و دموکراتیک با هم بوده وحتی اساسا بروز مجزایی داشته است. گذر از جماعت به جامعه ,

گذر از جامعه سنتی به جامعهء مدرن در ایران با دورهء تدارک انقلاب مشروطه شروع شد. همچنان که ضرورت تاریخی این گذار با پیروزی انقلاب

مشروطه در مرحلهء نخست, تثبیت گردید. با پیروزی انقلاب مشروطه و تداوم و اعتلای بعدی ان امکان داشت جامعه به مرحله ای راه یابد که با

تثبیت مالکیت خصوصی و استقرار مناسبات تولیدی سرمایه داری, ((هویت فردی )) میان ایرانیان زمینه یافته, گسترش و استقرار یابد و این خود

شرایطی را برای تحقق مفهوم ((ملت -د ولت)) در ایران فراهم کند. اما با شکست انقلاب مشروطه در تححق ارمان های خود , ایرانیان که با فروپاشی جامعهء سنتی از(( بند ناف)) مناسبات خونی , خویشاوندی , قومی , ایلی و...رهیده بودند به طور عمده به علت عدم استقرار مناسبات

تولیدی سرمایه داری صنعتی و روبنای سیاسی متناسب با ان, نتوانستند به مثابهء ((فرد))به(( هویت فردی)) دست یابند.در کل نیز مفهوم و مناسبات

((ملت-دولت))در ایران استقرار نیافت. در این گذار معلق مانده از جامعهء سنتی به جامعهء متجدد, ایرانی که نتوانست هویت فردی بیابد به

انسان تک وجدا افتاده ای تبدیل شد که فقط ممکن بود در پی رفع نیازهاو پاسخ گویی به منافع و مصالح شخصی وخصوصی خویش باشد.

به ویژه که ساختار حکومتها پس از شکست انقلاب مشروطه چنان بود که حوزهء عمومی مستقل از خود را بر نمی تابید .

سیطره حکومت ها بر حوزهء عمومی وتلاش برای حذف ان که به اعمال سلطه بی واسطهء حکومت بر مردم می انجامید, در کنار گرایش ایرانیان

به عقب نشینی به حوزهء شخصی وخصوصی زندگی در پی فروپاشی جامعهءسنتی باعث استقرار چنان سامان اجتماعی غیر عقلانی و ضد

دموکراتیکی شد که می باید از ان با همان عنوان (( جامعهء ذره ای شده )) یاد کرد.( هر چند باید اشاره کرد در مقاطعی از تاریخ معاصر فقدان

یا محدودیت ساختاری حوزهء عمومی در ایران به جلوه هایی از جامعه توده وار انجامیده است. ) اما در این جامعه ذره ای شده_ متفاوت با جامعه

ذره ای شدهء غربی _ ایرانان بی هویت, هریک با قرار گرفتن در حوزهء فعالیت شخصی و خصوصی به طور عمده به تقلای رفع نیازها و

پاسخ گویی به منافع و مصالح شخصی و خصوصی انی خویش گرفتار شدند. این ویژگی است که از طرف اندیشمندان و جامعه شناسان با مفهوم

(( خود مداری )) معرفی می شود .

یک مرد یک شب یک سکوت

ابان ۸۵

+ نوشته شده توسط يک مرد يک شب يک سکوت در سه شنبه 1385/10/05 و ساعت 13:3 |
example: JavaScript Codes JavaScript Codes
border="0" ALT="Google" align="absmiddle">